مقدمه‌ای بر تاریخچه چشم‌پزشکی (بخش سوم: تمدن اعراب و اروپای قرون وسطی)

[row_separator separator=”curve-inward1″ color1=”#95a5a6″ color2=”#bdc3c7″ offset=”0″]

بارقه­‌های تمدنی که در شرق باستان پی­ریزی شده بود و در یونان به اوج رسیده بود با انقراض حکومت­‌های اروپایی به دست فاتحان مسلمان که در لوای پرچم الله سرزمین­ها را درمی­‌نوردیدند، هم­چنان حفظ شد. همانند آنچه که برای رومیان اتفاق افتاد، در این مقطع تاریخ نیز یونانیان فرهنگ و علم فاتحان کشور خود را به شدت تحت تأثیر قرار دادند. ترجمه گسترده متون فلسفی و علمی یونانیان نخست به سوری و سپس به عربی باعث شد که دانش و تمدن یونانی در سراسر جهان اسلام گسترده شود. چشم­‌پزشکی نیز وارد مرحله جدیدی از حیات خود شد. با این وجود پیشرفت این رشته به خاطر عدم وجود مطالعات تشریحی به شدت دچار عقب­‌ماندگی شد. بیمارستان­‌ها به شیوه نوین دارای بخش­‌های جداگانه شدند و البته بخش چشم­‌پزشکی در بیمارستان همیشه بزرگ و مهم بود. بسیاری از اعمال جراحی که گالن (Galen) و شاگردانش پایه­‌گذار آنها بودند در این بیمارستان­‌ها به حد کمال رسید و نیز برخی روش­‌های نوین و با اهمیت ابداع شد. درمان­‌های جدید بسیاری برای بیماری­‌های چشمی بکار گرفته شد که اکثراً ملهم از نوشته­‌های یونانیان بود. اما این دوران فاقد روحیه مشتاقانه جستجو و تحقیق بود یعنی روحیه­‌ای که مشخصه اصلی تمدن یونان محسوب می­شد. مسلمانان تکنیک­ها و روش­های قدیمی را اصلاح کردند و به حد اعلاء رساندند اما روش­های جدید چندانی ابداع نکردند. آنان سنت­های علمی گذشته را پذیرفتند و با آن به چالش برنخاستند. دانشمندان این دوران به کرات با واقعیت و برداشت­‌هایی روبرو شدند که با دانش سنتی سازگار نبود.

اما به جای پیشنهاد نظریات جدید تنها سعی کردند این مشاهدات را به هر طریق با اصول و اعتقادات علمی قدیمی تطبیق دهند. این مشخصات دوره­ای بود که کسانی مثل علی­ بن ­عیسی، الکواتین و عمار بن علی کتاب­‌های مرجع خود را نگاشتند. کتاب­‌هایی که برای قرن­ها تنها منبع دانش در این زمینه محسوب می­‌شد. همانند تمدن غرب که به دنبال این دوره پدید آمد، تمدن اعراب در واقع یک حرکت ملیتی نبود. به این معنی که تنها زبان نوشتارها عربی بود و دانشمندانی که در این دوره به این زبان نگاشتند ملیت­‌های مختلفی داشتند از کوردوا گرفته تا بغداد. وقتی که سرانجام این تمدن رو به افول نهاد، مشتعل فروزان علم یا ترجمه کتاب عربی به لاتین به دست تمدن در حال ظهور اروپای غربی سپرده شد. از آنجا که این کتب غالباً خود از زبان یونانی ترجمه شده بودند اشتباهات مضاعفی در این دست به دست شدن­‌های زبانی اتفاق افتاد. بنابراین اروپائیان بر آن شدند تا این علوم را مستقیماً از کتب اصلی یونانی کسب کنند.

اروپای قرون وسطی

تابلو مدرسه مونت پیلیر

در حالی که مسلمانان مشغول احیا و نگهداری تمدن در حال نزاع بودند. دانش در قلمرو غرب یعنی جایی که قبلاً امپراطوری روم واقع بود کاملاً نمرده بود. اینجا و آنجا در صومعه­‌ها گاهی بارقه­‌هایی از زندگی علمی دیده می­شد و برخی از این بارقه‌­ها را یهودیانی که از سرزمین مسلمانان می­‌آمدند ایجاد می­کردند. آغاز تلاش­‌های علمی به صورت نظام­‌یافته از مدارس سالرنو (salerno) و مونت پیلیر (Montpellier) بود. در قرن یازدهم فردی به نام کونستانتینوس آفریکانوس که یک جهانگرد تمام عیار بود و مدتی نیز در مدرسه سالرنو به تدریس پرداخته بود نوشته­های عربی را به لاتین ترجمه کرد. این کار او آغاز فرآیندی بود که طی سال­های بعد سرعت گرفت و عمومیت یافت. اما چشم­پزشکی در این دوران یک هنر دون­مایه و پست محسوب می­شد. جراحی آب مروارید همانند سنگ­شکنی کاری بود که همه اجازه داشتند انجام دهند و دست آخر تنها پزشکان دوره گرد به آن دست می­‌یازیدند.

شمایل کنستانیوس آفریکانوس

پزشکان جراح، جراحی چشم را توصیه نمی­کردند و گرچه بابت بیماری­های چشمی نیز پول دریافت می­کردند اما عموماً توجه چندانی به آن نداشتند. در نوشته­های پیتر اسپانیارد، نفر بعدی پاپ ژان (II)در مورد بهداشت چشم نکاتی ذکر شده اما اشاره­ای به درمان­های جراحی نشده است.

کنستانیوس آفریکانوس در حال دیدن نمونه آزمایشات بیماران

نوشته­‌های استاد زاخاریاس (master Zacharias) که یکی از معلمان مدرسه سالرنو در قرن 12 بوده است اهمیت چندانی ندارد اما مکتوبات بنونتوس گراسوس (Bene ventus Grassus) در تاریخ چشم پزشکی با اهمیت تلقی می­‌شود. درباره نویسنده این کتاب چیزی نمی­‌دانیم اما خود کتاب نقش بزرگی در گسترش دانش چشم­‌پزشکی داشته است.

کتاب بنونتوس گراسوس با نام “هنر شگفت¬آور چشم”. این رساله قرن 13 درباره دانش نظری و عملی چشم¬پزشکی کتاب منحصر بفردی است که ما را از سطح دانش چشم¬پزشکی در اواخر قرون وسطی آگاه ساخته است. درباره نویسنده چیز زیادی نمی¬دانیم جز آنکه به عنوان پزشک و متخصص بیماری¬های چشم در ایتالیا مشغول به کار بوده است.

به نظر می­‌رسد اصل کتاب به زبان عبری نوشته شده و کتاب فعلی ترجمه آن به لاتین است. این کتاب همچنین به زبان فرانسه قدیم و انگلیسی قدیم نیز ترجمه شده است. چیز جدیدی در این کتاب نیامده است و در واقع یک خلاصه خوب از تعلیمات مسلمانان و یونانیان است.

– گای دچانو لیاک برجسته‌ترین جراح اروپا در قرون وسطی. پزشک مخصوص پاپ بوده است. کتاب او با نام Chirurgia magna کتاب مرجع جراحی تا چنین قرن محسوب می‌شده است. در این کتاب استنشاق نارکوتیک‌ها را به عنوان خواب‌آور برای بیماران جراحی و نیز انواع اعمال جراحی از جمله هرنی و کاتاراکت را توضیح داده است.

کتاب  گای دچانو لیاک

اهمیت این کتاب در چشم­‌پزشکی قرون وسطی این است که تنها کتاب مرجع آن دوران در چشم­‌پزشکی محسوب می­‌شود. گای دچائولیاک و جان پیرمن به شدت تحت تأثیر کتاب بنوتنوس بوده­‌اند. یپرمن خود با درک مفهوم واگیردار بودن عفونت­‌های چشمی کمک بزرگی به چشم پزشکی کرده است.

گرچه در دوران قرون وسطی هیچ چشم بزرگی تربیت نشده است اما استعدادهایی در این دوران پدید آمده­‌اند که تطبیق­‌پذیری آنها، به چشم­‌پزشکی کمک شایانی کرده است؛ از جمله دستاوردهای روگر بیکن (Roger Bacon) که شامل کشف مجدد تقاطع راه­‌های بینایی در کیاسما و معرفی عدسی­های محدب برای پیرچشمی بوده است. در همین زمان لئوناردو داوینچی به مفاهیم و اصول اولیه کارکرد دوربین عکاسی و نیز بینایی بسیار نزدیک شد.

شمایلی از لئوناردو داوینچی

دیاگرام معروف داوینچی که در آن اصول آینه‌های سهمی را شرح داده است.

 

****این نوشته پیش از این در مجله پرتو بصیر با ترجمه دکتر فرساد نوری زاده منتشر شده است.

keyboard_arrow_up