مقدمه‌ای بر تاریخچه‌ی چشم پزشکی (بخش اول: شرق باستان)

[row_separator separator=”curve-inward1″ color1=”#95a5a6″ color2=”#bdc3c7″ offset=”0″]

براساس نوشته­‌های هرودوت (مورخ مشهور یونانی؛ 484 تا 424 قبل از میلاد) مردم تمدن بابل، فاقد پزشک بودند. فردی که مبتلا به بیماری می­‌شد به بازار آورده شده و در معرض دید مردم قرار می‌گرفت. عابرین وی را نگاه می­‌کردند و اگر کسی خود قبلاً به بیماری مشابه این فرد دچار شده بود و با درمان خاصی بهبود یافته بود و یا اگر بیمار دیگری مشابه او را، می­‌شناخت که قبلاً با درمان خاصی علاج شده بود، این درمان را به بیمار و همراهانش پیشنهاد می­‌کرد.

هرودوت، مورخ مشهور یونانی

با این همه، قوانین (اصول) حمورابی (پادشاه مشهور بابلی­ها) نشان­‌دهندۀ این است که در زمانی پیش از 2000 سال قبل از میلاد (قرنها پیش از هرودوت) یک نظام ساختارمند برای پزشکی در بابل وجود داشته است، چرا که در این قوانین به وضوح از جوایز و مجازاتهایی برای پزشکان، سخن رانده شده است.

حمورابی پادشاه بابِلImage result for حمورابی

طبق این قوانین، مزد یک جراح برای یک عمل موفق بر روی یک مرد آزاد از طبقه ثروتمند، 10 شِکِل نقره و برای یک مرد فقیر یا یک برده به ترتیب 5 و 2 شِکِل نقره بوده است. جراحی ناموفق منجر به مرگ یا از دست دادن چشم بیمار، (مردی از طبقۀ ثروتمند) مجزاتی برابر با قطع دست پزشک به همراه داشته است و در مورد برده‌­ها، مجازات پزشک، خریدن یک بردۀ دیگر برای صاحبش بوده است. پزشکی تمدن بابل به احتمال قوی در دست روحانیون خدایان سلامتی؛ ایا (الهه آّ) و پسرش مردوخ (الهه رعد و برق؛ خدای اصلی مردم بابل) بوده است. ضمن آنکه مانند سایر مناطق جهان آن روز، جراحی­ها به دست طبقۀ خاصی از دلاکان زیردست انجام می­شده است. ریشۀ لغویSurgery نیز از کلمۀ (ceironrgia) گرفته شده است که به معنای پیشۀ دستی است.

قوانین آن روزگار شامل طبابت دارویی و غیرجراحی روحانیون نمی­شد اما کار جراحان استثناء بود. علیرغم مجازات سخت برای شکست در جراحی، پاداش جراحی موفق بسیار سخاوتمندانه بود چنانکه 5 شِکِل نقره معادل اجاره بهای یکسالۀ یک خانه خوب و 150 برابر حقوق یک کارگر بوده است. پزشکی روحانیون بابلی، ترکیبی از خرافات و جهل بوده است؛ بطوری که درمان شامل جلوگیری، سحر و طلسم و تجویز داروهای پلید و عجیب بوده است. این داروها احتمالاً برای منزجر کردن شیاطینی داده می­شد که روح بیمار را تسخیر کرده و او را بیمار کرده بودند تا بدین ترتیب از بدن و روح بیمار خارج شوند. به نظر می­رسد که جراحان کار خود را زیر نظر روحانیون انجام می­داده­اند اما مشخص نیست این کار چگونه صورت می­گرفته است. احتمالاً بزرگترین کار جراحی در آن زمان جراحی آب مروارید بوده است. از طرف دیگر تنها جراحی چشمی که از آن صحبت شده است، برش آبسه­های کیسۀ اشکی بوده است. البته تمامی شواهد ما برای این موارد بر اساس یکی از قوانین حمورابی به نام naqabtu است که هنوز به درستی ترجمه و تفسیر نشده است.

قدیمی­‌ترین نوشته­‌های پزشکی اما مربوط به دورانی است که فاصله چندانی با حمورابی نداشته است. پاپیروس Edwin Smith مربوط به 1600 قبل از میلاد، پاپیروس Brugsch متعلق به 1300 قبل از میلاد و پاپیروس اربس (Erbs) مربوط به 1550 قبل از میلاد است. در پاپیروس اربس یک بخش مجزا به بیماری­‌های چشم اختصاص داده شده است که نشان­‌دهندۀ پیشرفت علم چشم­‌پزشکی در آن زمان بوده است. در این بخش البته بیشتر به درمان بیماری­ها پرداخته شده است تا به توصیف آنها.

در این­جا نیز طلسم، سحر و جادو، تجویز داروهای پلید و منزجرکننده و نیز سایر مظاهر خرافات و جهالت فراوان بوده است با این حال شواهدی از پیشرفت علم پزشکی به سمت مشاهده و تجربی شدن نیز وجود دارد. قابل توجه­‌ترین پیشرفت چشم­‌پزشکی در مصر باستان، شناسایی تعدادی از بیماری­‌های چشمی است. طبق پاپیروس اربس، مصریان بیماری­‌هایی مثل بلفاریت، شالازیون، اکتروپیون، انتروپیون، ترکیازیس، کموزیس، گرانولاسیون، پینگوکولا، بتریژیوم، لوکوما، استافیلوما، ایریت، کاتاراکت، هایفما، التهاب افتالموپلژی و داکریوسیستیت را می­شناخته‌­اند. آنان سعی می­‌کردند درمان‌هایی بر اساس تشخیص افتراقی، انجام دهند. با این وجود اساس پزشکی انسان همچنان بر پایۀ مذاهب خرافی استوار بوده است. زمانی گمان می­‌شد پاپیروس اربس یکی از 6 کتاب پزشکی گم­شدۀ هرمس (خدای تجارت و سخنوری در مصر) است که از طریق آن دانش ریوبی سلامتی و درمان به روحانیون اعطا می­‌شده است. اکنون اعتقاد بر این است که این پاپیروس خود نوشتۀ روحانیون مصری است.

هیچگونه مدرکی دال بر اینکه مصریان پیشرفتی در جراحی ایجاد کرده باشند وجود ندارد. تنها جراحی چشم که در پاپیروس اربس به آن اشاره شده است، اپیلاسیون است. به نظر می­رسد این شیوه جراحی بسیار مرسوم بوده است چرا که فورسپس‌­های مخصوص اپیلاسیون به تعداد فراوان در حفاری­‌های مربوط به آن دوره بدست آمده است.

Image result for حمورابی سنگ سیاه دیوریتسنگ سیاه دیوریت که قوانین حمورابی بر روی آن کنده شده است. این سنگ که قدیمی­ترین قانون مکتوب در تاریخ بشر محسوب می­شود در سال 1901 توسط یک تیم فرانسوی در شوش ایران (پایتخت تمدن ایلام و نیز پایتخت اداری داریوش اول) پیدا شد. این سنگ 4/2 متر ارتفاع دارد و هم­اکنون در موزه­ی لوور قرار دارد.

با پیشرفت و توسعه هر چه بیشتر مصر، پیشرفت بیشتری در چشم‌­پزشکی آنان حاصل نشد با این حال مدارک موجود نشان می­دهند که چشم­‌پزشکی آن روز مصر، از اعتباری جهانی برخوردار بوده است. هرودوت اشاره کرده است که جد کوروش کبیر برای معالجه چشمش، نزد آمازیس پادشاه مصر، فرستاده شده است.

Image result for متن قوانین حمورابیمتن قوانین حمورابی، این متن به خط میخی در دو طرف یک سنگ سیاه (در یک طرف 16 ستون و در طرف دیگر 28 ستون) کنده شده است. این متن شامل 28 پاراگراف است که بیشتر اصلاحیه­ای بر قوانین عمومی بابل است تا خود متن صریح قانون. طبق اعتقاد بابلی­ها این قانون مستقیماً از شاماس (خدای خورشید و عدالت) به حمورابی رسیده است. این متن با مقدمه­ای در مورد چگونگی احیاء شعائر مذهبی بابلی و آشوری در دوران پادشاهی حمورابی آغاز می­شود. سپس متن قانون در مورد آئین دادرسی و بیان مجازات تهمت ناروا، شهادت دروغ و قضاوت ناعادلانه (توسط قاضی) آمده است. سپس قوانین مملکت، قرض، سپرده­گذاری، بدهی، دارایی­های خانوادگی و قوانین خانواده ذکر شده است. بخشی نیز به مجازات مربوط به آسیب زدن به افراد، اختصاص یافته است که شامل آسیب­های ناشی از اعمال جراحی توسط پزشکان و نیز خسارت­های ناشی از سهل­انگاری در تجارت و داد و ستد بوده است.

پزشکان مصر باستان بجای آنکه از طریق کسب دانش و تجریه در یک رشتۀ خاص، متخصص شوند. این کار را از راه کنار گذاشتن و درمان نکردن بیماران مربوط به سایر رشته‌­ها، انجام می­‌دادند. هم هرودوت و هم ترمیای نبی مصر را کشوری دارای پزشکان فراوان یافته­‌اند و نیز هرودوت اشاره کرده است که “پزشکی فقط بیماری­‌های چشم را درمان می­‌کرد، دیگری فقط بیماری­‌های سر یا دندان یا شکم و یا اعضای داخلی”

 

****این نوشته پیش از این در مجله پرتو بصیر با ترجمه دکتر فرساد نوری زاده منتشر شده است.

keyboard_arrow_up