بارقههای تمدنی که در شرق باستان پیریزی شده بود و در یونان به اوج رسیده بود با انقراض حکومتهای اروپایی به دست فاتحان مسلمان که در لوای پرچم الله سرزمینها را درمینوردیدند، همچنان حفظ شد. همانند آنچه که برای رومیان اتفاق افتاد، در این مقطع تاریخ نیز یونانیان فرهنگ و علم فاتحان کشور خود را به شدت تحت تأثیر قرار دادند. ترجمه گسترده متون فلسفی و علمی یونانیان نخست به سوری و سپس به عربی باعث شد که دانش و تمدن یونانی در سراسر جهان اسلام گسترده شود. چشمپزشکی نیز وارد مرحله جدیدی از حیات خود شد. با این وجود پیشرفت این رشته به خاطر عدم وجود مطالعات تشریحی به شدت دچار عقبماندگی شد. بیمارستانها به شیوه نوین دارای بخشهای جداگانه شدند و البته بخش چشمپزشکی در بیمارستان همیشه بزرگ و مهم بود. بسیاری از اعمال جراحی که گالن (Galen) و شاگردانش پایهگذار آنها بودند در این بیمارستانها به حد کمال رسید و نیز برخی روشهای نوین و با اهمیت ابداع شد. درمانهای جدید بسیاری برای بیماریهای چشمی بکار گرفته شد که اکثراً ملهم از نوشتههای یونانیان بود. اما این دوران فاقد روحیه مشتاقانه جستجو و تحقیق بود یعنی روحیهای که مشخصه اصلی تمدن یونان محسوب میشد. مسلمانان تکنیکها و روشهای قدیمی را اصلاح کردند و به حد اعلاء رساندند اما روشهای جدید چندانی ابداع نکردند. آنان سنتهای علمی گذشته را پذیرفتند و با آن به چالش برنخاستند. دانشمندان این دوران به کرات با واقعیت و برداشتهایی روبرو شدند که با دانش سنتی سازگار نبود.
اما به جای پیشنهاد نظریات جدید تنها سعی کردند این مشاهدات را به هر طریق با اصول و اعتقادات علمی قدیمی تطبیق دهند. این مشخصات دورهای بود که کسانی مثل علی بن عیسی، الکواتین و عمار بن علی کتابهای مرجع خود را نگاشتند. کتابهایی که برای قرنها تنها منبع دانش در این زمینه محسوب میشد. همانند تمدن غرب که به دنبال این دوره پدید آمد، تمدن اعراب در واقع یک حرکت ملیتی نبود. به این معنی که تنها زبان نوشتارها عربی بود و دانشمندانی که در این دوره به این زبان نگاشتند ملیتهای مختلفی داشتند از کوردوا گرفته تا بغداد. وقتی که سرانجام این تمدن رو به افول نهاد، مشتعل فروزان علم یا ترجمه کتاب عربی به لاتین به دست تمدن در حال ظهور اروپای غربی سپرده شد. از آنجا که این کتب غالباً خود از زبان یونانی ترجمه شده بودند اشتباهات مضاعفی در این دست به دست شدنهای زبانی اتفاق افتاد. بنابراین اروپائیان بر آن شدند تا این علوم را مستقیماً از کتب اصلی یونانی کسب کنند.
اروپای قرون وسطی
تابلو مدرسه مونت پیلیر
در حالی که مسلمانان مشغول احیا و نگهداری تمدن در حال نزاع بودند. دانش در قلمرو غرب یعنی جایی که قبلاً امپراطوری روم واقع بود کاملاً نمرده بود. اینجا و آنجا در صومعهها گاهی بارقههایی از زندگی علمی دیده میشد و برخی از این بارقهها را یهودیانی که از سرزمین مسلمانان میآمدند ایجاد میکردند. آغاز تلاشهای علمی به صورت نظامیافته از مدارس سالرنو (salerno) و مونت پیلیر (Montpellier) بود. در قرن یازدهم فردی به نام کونستانتینوس آفریکانوس که یک جهانگرد تمام عیار بود و مدتی نیز در مدرسه سالرنو به تدریس پرداخته بود نوشتههای عربی را به لاتین ترجمه کرد. این کار او آغاز فرآیندی بود که طی سالهای بعد سرعت گرفت و عمومیت یافت. اما چشمپزشکی در این دوران یک هنر دونمایه و پست محسوب میشد. جراحی آب مروارید همانند سنگشکنی کاری بود که همه اجازه داشتند انجام دهند و دست آخر تنها پزشکان دوره گرد به آن دست مییازیدند.
شمایل کنستانیوس آفریکانوس
پزشکان جراح، جراحی چشم را توصیه نمیکردند و گرچه بابت بیماریهای چشمی نیز پول دریافت میکردند اما عموماً توجه چندانی به آن نداشتند. در نوشتههای پیتر اسپانیارد، نفر بعدی پاپ ژان (II)در مورد بهداشت چشم نکاتی ذکر شده اما اشارهای به درمانهای جراحی نشده است.
کنستانیوس آفریکانوس در حال دیدن نمونه آزمایشات بیماران
نوشتههای استاد زاخاریاس (master Zacharias) که یکی از معلمان مدرسه سالرنو در قرن 12 بوده است اهمیت چندانی ندارد اما مکتوبات بنونتوس گراسوس (Bene ventus Grassus) در تاریخ چشم پزشکی با اهمیت تلقی میشود. درباره نویسنده این کتاب چیزی نمیدانیم اما خود کتاب نقش بزرگی در گسترش دانش چشمپزشکی داشته است.
کتاب بنونتوس گراسوس با نام “هنر شگفت¬آور چشم”. این رساله قرن 13 درباره دانش نظری و عملی چشم¬پزشکی کتاب منحصر بفردی است که ما را از سطح دانش چشم¬پزشکی در اواخر قرون وسطی آگاه ساخته است. درباره نویسنده چیز زیادی نمی¬دانیم جز آنکه به عنوان پزشک و متخصص بیماری¬های چشم در ایتالیا مشغول به کار بوده است.

به نظر میرسد اصل کتاب به زبان عبری نوشته شده و کتاب فعلی ترجمه آن به لاتین است. این کتاب همچنین به زبان فرانسه قدیم و انگلیسی قدیم نیز ترجمه شده است. چیز جدیدی در این کتاب نیامده است و در واقع یک خلاصه خوب از تعلیمات مسلمانان و یونانیان است.
– گای دچانو لیاک برجستهترین جراح اروپا در قرون وسطی. پزشک مخصوص پاپ بوده است. کتاب او با نام Chirurgia magna کتاب مرجع جراحی تا چنین قرن محسوب میشده است. در این کتاب استنشاق نارکوتیکها را به عنوان خوابآور برای بیماران جراحی و نیز انواع اعمال جراحی از جمله هرنی و کاتاراکت را توضیح داده است.
کتاب گای دچانو لیاک
اهمیت این کتاب در چشمپزشکی قرون وسطی این است که تنها کتاب مرجع آن دوران در چشمپزشکی محسوب میشود. گای دچائولیاک و جان پیرمن به شدت تحت تأثیر کتاب بنوتنوس بودهاند. یپرمن خود با درک مفهوم واگیردار بودن عفونتهای چشمی کمک بزرگی به چشم پزشکی کرده است.
گرچه در دوران قرون وسطی هیچ چشم بزرگی تربیت نشده است اما استعدادهایی در این دوران پدید آمدهاند که تطبیقپذیری آنها، به چشمپزشکی کمک شایانی کرده است؛ از جمله دستاوردهای روگر بیکن (Roger Bacon) که شامل کشف مجدد تقاطع راههای بینایی در کیاسما و معرفی عدسیهای محدب برای پیرچشمی بوده است. در همین زمان لئوناردو داوینچی به مفاهیم و اصول اولیه کارکرد دوربین عکاسی و نیز بینایی بسیار نزدیک شد.
شمایلی از لئوناردو داوینچی
دیاگرام معروف داوینچی که در آن اصول آینههای سهمی را شرح داده است.
****این نوشته پیش از این در مجله پرتو بصیر با ترجمه دکتر فرساد نوری زاده منتشر شده است.
